گرچه استفاده از قدرت، ميتواند ما را به هدف برساند، ولي بهره گيري از *محبت* و *عشق*
و ايجاد جاذبه و کشش قلبي، اهرمي قويتر است وانگيزههاي ماندگارتري ايجاد ميکند. در روايات نيز آمده است: «محبت ودوست داشتن برتر از ترس و بيم است.» (2) .
نوع رابطه ما با اهل السلام، بر چه مبنايي است و بر چه مبنايي بايدباشد؟ آيا مثل رابطه ملت و حاکم و مردم و رهبر است؟يا رابطه علمي ميان شاگرد و استاد؟ يا رابطه «محبت» و «مودت» و پيوند قلبي و دروني است، که همکارسازتر، و هم بادوامتر و ريشهدارتر است؟ خللپذير بود هر بنا که ميبيني مگر بناي محبت که خالي از خلل است.
قرآن کريم روي اين رابطه تاکيد دارد و «مودت السلام» را اجررسالت پيامبرصلي الله عليه وآله معرفي ميکند:
«قل لا اسئلکم عليه اجرا الا المودة في القربي» (3) .
بگو: من بر انجام رسالت، از شما مزدي نميخواهم، مگر دوستي ومحبت درباره نزديکانم.
در روايات متعددي «مودة في القربي» به محبت و مودت اهل بيت وخاندان پيامبر تفسير شده است. بالاترين محبت هم محبتي است که خدابه آن سفارش کرده باشد و صاحبان اين محبت را نيز دوستبدارد.
در روايات هم، مودت و ولايت، به عنوان يک «فرض الهي» و ملاکقبول اعمال و عبادات به حساب آمده است. (4) .
تولاي شما فرض خداي است قبول و رد آن مرز جدايي است
هر آن کس را که در دين رسول است ولايت، مهر و امضاي قبول است
ديانتبي شما کامل نگردد بجز با عشقتان دل، دل نگردد (5)
اهل سنت هم طبق احاديثشان اين نکته را قبول دارند و در شعرشافعي چنين آمده است:
يا اهل رسول الله حبکم فرض من الله في القرآن انزله
کفاکم من عظيم القدر انکم من لم يصل عليکم لا صلاة له (6)
اي خاندان پيامبر خدا! حب شما فريضهاي استخدايي که خداوند درقرآن آورده است، براي افتخار بزرگ شما همين بس که هر کس (در نماز)بر شما صلوات و درود نفرستد، نمازش درست نيست و نماز ندارد.
از آنجا که اين پيوند دروني، هم بيمه کننده دوستدار اهل در مقابلانحرافها و لغزشهاست، هم هدايتگر امتبه سرچشمه زلال دين است،رسول خداصلي الله عليه وآله فرموده است که مردم را دوستدار اهل بار آوريد و برمبناي اين محبت، تربيت کنيد:
«ادبوا اولادکم علي حبي و حب اهل بيتي والقرآن». (7) .
فرزندانتان را با محبت من و محبتخاندان من و محبت قرآن تربيت وتاديب کنيد.
امام صادق عليه السلام نيز فرموده است:
«رحم الله عبدا حببنا الي الناس ولم يبغضنا اليهم». (8) . خدا رحمت کند کسي را که ما را محبوب مردم سازد و ما را در نظر مردممبغوض و منفور نسازد.
نيز از سخنان آن حضرت در توصيه به مسلمانان است:
«احبونا الي الناس و لا تبغضونا اليهم، جروا الينا کل مودةوادفعوا عنا کل قبيح». (9) .
ما را در نظر مردم محبوب سازيد و در نظرشان ما را منفور نگردانيد، هرمودت و دوستي را به طرف ما بکشيد و هر زشتي را از ما دور سازيد.
هر چه محبت و دلباختگي و ارتباط قلبي بيشتر باشد، تبعيت وهمرنگي و همراهي و همدلي هم بيشتر خواهد شد. نقش عشق و محبتدر ايجاد همساني و همفکري و همراهي و همسويي بسيار عظيم است ومردم پيوسته از چهرههاي محبوبشان الگو و سرمشق ميگيرند. ايمانعاطفي به رهبري حتي در اطاعتسياسي و اجتماعي هم تاثير میگذارد وزمینهساز تبعیتی عاشقانه میشود، نه صرفا تشکیلاتی و رسمی. از این رو، ارتباط شیعه با اهل بیت را علاوه بر جنبههای اعتقادی برمبنای علمی و احادیث و منابع دینی، باید عاطفی و روحی و احساسی قرارداد و «آگاهی عقلی» را با «عاطفه قلبی» در هم آمیخت و عقل و عشق رابا هم پیوند زد. همچنانکه در آموزش هم، اگر معلم، بیش از رابطه علمی،رابطه قلبی و زمزمه محبت و مودت باشد «جمعه به مکتب آورد طفلگریزپای را»، در ارتباطهای ولایی با ائمه نیز دل، قلمرو فرمانروایی آنان میگردد.
در این صورت، میان «شناخت»، «عشق» و «پیروی»، رابطهایمستحکم پدید میآید و «معرفت»، محبت میآورد و محبت، «ولایت وتبعیت». در حدیثی رسول اکرمصلی الله علیه وآله به این سه عنصر و نقش آن در سعادتانسان اشاره فرموده است:
«معرفة آل محمد برائة منالنار و حب آل محمد جواز علیالصراط والولایة لآل محمد امان من العذاب». (10) .
معرفت و شناخت آل محمد، برائت و نجات از دوزخ است و «محبت» آلمحمد، جواز عبور از صراط است و «ولایت» نسبتبه آل محمد، امان ازعذاب است.
این رابطه را میتوان چنین ترسیم کرد:
معرفت محبت اطاعت.
در حدیث امام صادقعلیه السلام نیز آمده است: الحب فرع المعرفة. (11) .
محبت، فرع و شاخه شناخت است.
در سیره پیامبر اکرم نیز آمده است که هر کس با او از روی معرفت وشناخت، رفاقت و نشست و برخاست میکرد، محبت او در دلش میافتاد. (12) .
این نشاندهنده تاثیر معرفت در پیدایش محبت است.
ایجاد محبت و عشق را باید از مراحل ساده و بسیط و عاطفی شروعکرد و در مراحل بعدی با بصیرت و ناختبیشتر، آن را تعمیق داد، تا آنجاکه «حب»، جزء سرشت انسان گردد و «محبت اهل بیت»، جزء دین یکمسلمان و شیعه درآید، امام صادقعلیه السلام فرمود: «هل الدین الاالحب»؟ (13) آیادین جز محبت است؟ و امام باقرعلیه السلام فرمود: «الدین هوالحب والحب هوالدین». (14) .
دین همان محبت است و محبت همان دین است.
روشن است که محبت راستین به عمل و تبعیت هم میانجامد و ازعصیان و تخلف دور میسازد. (15) .
برای این کار، باید زمینههای روحی و آمادگیهای قبلی افراد را در نظرگرفت، وگرنه محبت اهل بیتبه دلهای غیر مستعد و غیر آمادهنمیچسبد، آنچنان که کاشی به دیوار کاهگلی نمیچسبد. گاهی هم بایدموانع را زدود، همچنانکه در لحیمکاری، ابتدا با سنباده و مواد دیگر،چربیها، آلودگیها و جرمها را از محل میزدایند، تا لحیم، بچسبد و جوش بخورد




